بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
374
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و آلو و مشمس و غيرها مضر باشند و بر ضعف معده اعانت نمايند و زعفران هم بالخاصية بمعده و اهل هيضه مضر باشد و جمله آنچه در ضعف و بطلان اشتها گفته شد نافع بود و همچنين اكثر رياضات شاقه مفيد آيد و همچنين در آب سرد غوطه خوردن و در هواى خنك ساكن بودن و آب چشمها خوردن و اللّه اعلم باب چهاردهم در بيان احوال جگر و مراره از وضع و تركيب و مزاج و منفعت آنها و علامات امزجه مختلفه كبد و امراض كبدى و مرارى و اسباب و علامات معالجات اينها امّا تركيب و وضع و مزاج كبد و زهره و منفعت آنها بدانكه جگر عضويست مركب اندر رگها و از گوشى شبيه به خون فسرده و قوت هضم دوم كه صفوكيلوس را خون گرداند اندرين گوشتست و قوت جذب و دفع و امساك اندر عروق وىست و اندر جگر تجويفى نيست كه كيلوس آنجا جمع شود و طبيخ و نضج يابد بلكه همه در عروق باريك كه در جمله اجزاى وىست پريشان گردد و آن جمله اجزاى در حمله آن اثر كند و جگر آدمى از جگر هر حيوانى كه بجنسه مقابل وى باشد بزرگترست و در درون بر مجارى دندانهاى پهلو از جانب راست آويخته است بر شيب قضيه شش و بر جگر فزونيهاست به زبان انگشتان با كف و بدين فزونيها لختى كرد معده اندر آمده است چنان كه كبسى چيزى را به تمام انگشتان فراگيرد و اينها را بتازى زوايد الكبد گويند و اينها از بعضى مردمان چهار تو باشد و اندر بعضى دو تو و اندر بعضى مردمان پشت جگر مماس بعضى پهلوهاست و اندر بعضى نيست و بيماريهاى جگر بمشاركت پهلوها و حجاب باندازهء اين مماسه باشد و اندر تمام جگر غشاى عصبانى پوشيده است و منفعت وى آنست كه گوشت جگر و رگهاى آن را بر نهاد خويش بدارد و جگر را ادراك المها بوسيله آن حاصل باشد و اتصال جگر با معده و رودها به دو بود و عروق بران گذر يابد و باعضاء رود و جگر را با معده بواسطهء اين غشا و عروق بار ساريعين و شاخ عصبى باريك كه از فم معده به طرف جگر آمده شركت تمام بود و مزاج جگر گرم و ترست با سكون خون و روى لائقتر باشد و منفعت جگر از بودن محل روح طبيعى و طبيخ كيلوس و تحصيل دم و اخلاط و غيره تقسيم آنها بر اعضاء غذا و پرورش بدن چنانچه از تقريرات لاحق و بعضى ابواب سابقه مفهوم مىگردد و از اعاظم منافع مدنىست و رياست بدن بدين سببها او را بيشك حاصل بود و امّا مراره خريطايست يكتو